داستان/ یک روز با درد و دل دخترانه، بیچاره پسرها

روز دختر

بهترین مکان برای تهیه گزارش روز دختران خانه همسایه ماست نه بخاطر اینکه همسایه ما سه دختر ۲۳،۲۱ و ۱۶ ساله دارد بلکه بخاطر اینکه طبقه بالای خانه اش رابه پنج دختردانشجو اجاره داده و ...

بهترین مکان برای تهیه گزارش روز دختران خانه همسایه ماست نه بخاطر اینکه همسایه ما سه دختر ۲۳،۲۱ و ۱۶ ساله دارد بلکه بخاطر اینکه طبقه بالای خانه اش رابه پنج دختردانشجو اجاره داده و در خانه همسایه هشت دختر از چهار گوشه ایران با روحیات و افکار مختلف زندگی می کنند.

مهتابˈ دختر بزرگ همسایه ماست او دانشجوی پزشکی است و ˈمیناˈ یکی از مستاجرهای خانه هم که اهل اهواز است هم کلاسی اوست.

مهتاب می گوید: دخترها در اجتماع مشکلات زیادی دارند و رفع این مشکلات دختران نیازمند کار فرهنگی مستمر است.

او ادامه می دهد: دخترها در سالهای اخیر با محدودیت های خود در زندگی اجتماعی کنار آمده اند و کم کم در عرصه هایی که پیش از این ورودشان با اما و اگر همراه بود وارد می شوند.

مهتاب دانشگاه را یکی از این عرصه ها می داند و می گوید: اینکه آمار ورود دخترها به دانشگاه بیشتر از پسرهاست بخاطر همین موضوع و تلاش بیشتر دختران برای بالا کشیدن سطح فرهنگی و تحصیلی خود است.

ˈمیناˈ هم تغییر نگرش نسبت به دختران را در مناطق مختلف ایران ناشی از ارتقای فرهنگی جوامع می داند و می گوید: با این حال خیلی از رتبه های شغلی هستند که با اینکه محدودیت قانونی برای تصدی زنان در آن نیست باز هم به بانوان سپرده نمی شود این نشان می دهد جامعه هنوز آن طور که باید و شاید به جنس زن و توانایی های او اعتماد ندارد.

ˈآذینˈ ترم سوم روانشناسی است، او معتقد است: هنوز بسیاری از مردم به خصوص مردان از وجود روزی به نام دختران آگاه نیستند و روز دختران در حد ثبت در تقویم باقی مانده است با این حال هر وقت از حقوق دختران حرفی زده می شود گوینده را به فمینیست بودن متهم می کنند.

آذین در ادامه می گوید: جامعه، دختران را موجوداتی ضعیف می داند، اگر دختر بچه ای گریه کند پدر و مادرش قربان صدقه اش می روند در حالی که اگر پسر بچه ای را در حال گریه ببینیم به او می گوییم: ˈمرد که گریه نمی کندˈ این موضوع با اینکه با طبیعت لطافت زنان همسویی دارد اما در درازمدت تفکر نیاز بی حد و حصر دختران به مراقبت شبانه روزی را ابتدا در خانواده و سپس در جامعه ایجاد می کند.

ˈسعیدهˈ که تازه به جمع ما پیوسته دانشجوی ترم یک مهندسی برق است سعیده دختر دایی آذین و اهل یکی از روستاهای اطراف اصفهان است، سعیده خود و آذین را که در شهر زندگی می کند را مثال می زند و می گوید: دختران شهری محدودیت های دختران روستایی را ندارد و اصلا مشکل ما دختران به هیچ وجه کمبود امکانات نیست.

به عنوان مثال مادربزرگ مادری من معتقد است دختر باید فکر و ذکرش خانه و زندگی باشد و دختری دیپلمه باشد ولی نتواند نان بپزد بدرد نمی خورد، اگر اختیار من دست مادربزرگم بود من حالا باید ازدواج کرده و دو بچه هم داشته باشم، با این حرف سعیده همه می خندند.

ˈفاطمهˈ که دانشجوی ترم ششم شیمی است به نحوی بزرگتر این دخترها به حساب می آید حرف سعیده را ادامه می دهد و می گوید: اصلا راجع به همین ازدواج، اگر زود ازدواج کنیم می گویند: هول شده، اگر سنمان از ۲۵ سال بیشتر شود می گویند: ترشیده شده، اگر بگوییم: می خواهیم تحقیق کنیم ببینیم طرفمان بدرد زندگی مشترک می خورد یا نه، می گویند: مگر تو بزرگتر نداری؟، اگر بگوییم: این آدم خوبی است می گویند: سطحی نگر شده ای، این زندگی واقعی است است دخترجان فیلم که نیست، خلاصه هر حرف ما جوابی دارد به جرم اینکه ما دختریم و فرق بین زندگی واقعی و خیالی را تشخیص نمی دهیم.

ˈالههˈ که دختر ۱۶ ساله همسایه مان است دبیرستانی است بین حرف های دوستان خواهرانش می پرد و می گوید: کمی هم از درد و دل های هم سن و سال های من بنویس، این را می گوید و ادامه می دهد: همه مادرها می گویند: دخترها باید الگو داشته باشند، دختر خوب باید منظم ، مرتب و … باشد.

اینها شعارهای قشنگی است اما وقتی من از مدرسه به خانه می آیم می بینم ظرف های شام در ظرفشویی است، سفره صبحانه هنوز پهن است، از ناهار خبری نیست و خیلی چیزهای دیگر مگر می توانم از مادرم الگوی خوبی بسازم؟ درست است که مادر من خانه دار است و من هیچ وقت صحنه هایی که گفتم در خانه مان ندیدم ولی دوستانی دارم که مادرانشان کارمند هستند و هر روز این صحنه ها را می بینند و آن وقت اینکه دختر باید منظم باشد، مرتب باشد، برایشان یک شعار قشنگ توخالی می شود.

جمع در حال گوش دادن به حرف های الهه بود که صدای زنگ تلفن آمد پدر ˈسعیده ˈ زنگ زده بود تا احوالپرسی کند.

سعیده برای پدرش تعریف کرد که من در حال تهیه گزارش روز ملی دختران هستم چند لحظه بعد صدای خنده سعیده بلند شد و به ما گفت: ˈ پدرم روز دختران را به همه شما تبریک می گوید و می گوید: این قدر نگویید حقوقمان رعایت نمی شود بیچاره پسرها که روز پسر ندارندˈ

سر و صدای ما باعث شد خانم همسایه هم به جمع ما بپیوندد وقتی در کم و کیف آنچه در جمع ما رد و بدل شد قرار گرفت گفت: هم ردیف قرار دادن زن و مرد اشتباه است در عین حال نمی توان زنان را بخاطر جنسیت از تحصیل، فعالیت، اشتغال و آموزش منع کرد بنابراین باید بین این دو مقوله تعادل ایجاد کرد.

یعنی دختران باید ابتدا خانواده خود را مد نظر قرار دهند و سپس بر اساس خانواده فعالیت های اجتماعی خود را برنامه ریزی کنند در عین حال عفت و پاکدامنی خود را نیز حفظ کنند.

خانم همسایه مان اول هر ماه قمری آش می پزد.

روز ولادت حضرت فاطمه معصومه (س) هم اول ذی القعده است سر و صدای هشت دختر خانه همسایه مان امشب با بوی آش اول ماه آمیخته است.

:: خبر اینترفر – سراج ۲۴

5/ 0.00

افتضاحبدخوبعالیبی نظیر
(0 رای)

مطلب مفیدی بود؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.